ناظم الاسلام كرمانى
383
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
زير بازوهايش را ميگيرند روزى چند قدم توى اطاق راهش مىبرند پس از آن بحياط و باغ آورده ملايم ميگردانند تا وقتى كه تدريجا قوت دويدن و استعداد جستوخيز را پيدا كند . امروز تقاضاى مجلس مبعوثان و اصرار در ايجاد قانون مساوات و دم زدن از حريّت و عدالت كامله ( آنطوريكه در تمام ملل متمدنهء سعادتمند وجود دارد ) در ايران همان حكايت تازيانه زدن و ران شتر طپانيدن است خداى قادر عالم گواه است كه در اين عرايض خود تملق از احدى منظورم نيست فقط قصدم حقگوئى و توضيح ريشهء مسئله است لاغير همهجاى مملكت وسيع ايران مثل خيابانهاى طهران نيست كوه دارد كتل جنگل دارد ماهور دارد سباع دارد وحوش دارد الوار دارد اكراد دارد شاهسون دارد قشقائى دارد . . . . . . مسلما پادشاهان ممالك در همهجا براى رعاياى خود حالت پدر را دارند بصيرتشان به حال رعيت و ملت از افراد آن قوم بيشتر و مهر محبتشان در حق آنها از خودشان زيادتر است قسم بربّ كعبه و منا كه اعليحضرت نيكلاى دوم امپراطور روسيه براى حفظ استبداد بوالهوسانه نيست كه بملت روسيه آزادى نميدهد بلكه از روى بصيرت شاهانه و محبت پدرانه هنوز آن ملت را قابل نميداند كه بتوانند بآزادى حركت نمايند هنوز در آنها آنقدر علم و تربيت سراغ ندارد كه از عهدهء اداره امور خود برآيند پس اين حرفها كه در همهجاى دنيا عصارهء سعادت و شرافت و افتخار است بعقيدهء بنده در ايران امروز مايهء هرجومرج و خرابى و ذلت و عدم امنيت و هزاران مفاسد ديگر خواهد بود زيرا كه براى استقرار و اجراى ترتيبات جديده هنوز علم و استعداد نداريم و نشر اين حرفها رعب و صلابت قدرت حاليه را هم از انظار ميبرد - نتيجه پيداست كه چه مىشود ! ! ! كبك نشديم كلاغى هم از يادمان رفت ! ! ! فرض بفرمائيد امروز بندگان اعليحضرت شاهنشاهى بميل خاطر و كمال رضايت به اين مملكت دستخط آزادى كامل مرحمت فرمايد و به شخص محترم مقدس حضرت مستطاب حجة الاسلام عالى امر بشود كه مجلس مبعوثان تشكيل بدهيد چه خواهيد كرد اقلا هزار نفر آدم كامل بصير بمقتضاى عصر آگاه از حقوق ملل و دول لازم داريد تا اين يك مجلس تشكيل يابد حالا ساير شعب و ادارات كه همه مربوط بهم است و اجزاى عالم لازم دارد بماند استدعا ميكنم از روى بيطرفى و بيغرضى چنانچه شيوهء طبيعى حضرتعالى است نه از روى طرفدارى و خاطرخواهى دويست نفر آنطور آدم براى بنده بشماريد اما اين را هم فراموش نفرمائيد اگر كسى تمام اشعار عرب و عجم را حفظ داشته باشد و براى فهميدن كلماتش شخص محتاج بقاموس و فرهنگ باشد و تمام لغاتش از مقامات حريرى باشد براى عضويت آن مجلس كافى و قابل نيست بلكه اشخاصى بايد باشند كه وقتى از ايشان بپرسند چه جهت دارد كه روزبروز پول ما در تنزل است و حال آنكه نقرهاش از نقرهء فرنك و مارك و شيلنك و بن و روپيه بيشتر بار ندارد جهت صحيحش را بگويد و چارهاش را هم بداند يا از ساير شعبات سياسى و مالياتى و تجارتى و فلاحتى و نظامى آنچه امروز به كار زندگى و ترقى يك ملتى مىخورد همه را بتواند بمطرح مذاكره و حل و عقد بياورند گمان بلكه يقينم اين است بر صحتش قسم ميخورم كه اگر از روى انصاف بخواهيد انتخاب بفرمائيد در تمام ايران يكصد نفر نميتوانيد پيدا كنيد - پس براى چه فرياد ميكنيد ؟ براى كه سنك به سينه ميزنيد ؟ . . . خوب نتيجهء اين درازنفسيهاى بنده چه شد و مقصود بنده چهچيز است ؟ مقصودم اين است